ابراهيم عاملي ( موثق )
263
تفسير عاملي ( فارسي )
« يُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ » 164 طبرى : يعنى پاك مىكند آنها را از گناهان بوسيله ى راهنمائى بوظائفى كه اطاعت مىكنند و انجام مىدهند ، و قرآن به آنها مىآموزد و تأويل و معانى آن را براىشان مىگويد ، و سنّت و روش پسنديده كه خدا به او الهام مىكند بايشان مىآموزد . « وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ » 164 تنوير المقباس فيروز آبادى : يعنى « وَقَدْ كانُوا » مقصود اين معنى است : و همانا آنها زين پيش گمراه بودند . تفسير قاضى : يعنى اين قضيه معلوم است كه آنها قبل از پيغمبر گمراه بودند سخن ما : 1 - از جمله ى : « باءَ بِسَخَطٍ ) * الخ » يعنى برگشت با خشم ميتوان نظر صدر المتألَّهين را استفاده كرد كه در پيدايش نفس و روان آدمى معتقد بكينونت عقلى شده است يعنى بمقتضاى علم و اراده ى ازلى خداوندى روان آدمى پيش از پيداشدن بدن او كون عقلى داشته است يعنى با همين مشخّصات فردى در عالم عقول كه برتر از مادّه و زمان است بوجود عقلى موجود بوده است و دميده شدن روح به بدن يعنى وابستگى همين موجود بوجود عقلى به بدن مادّى كه بدن بوسيله ى آن رشد مىكند و بكمال مادّى مىرسد و آن موجود عقلى بوسيله ى بدن موجودى وا - بسته به بدن مىشود و كارهاى مادى انجام مىدهد . پس چون برگشتن تصوّر ندارد مگر موجودى باشد مشخّص كه از عالم ديگر آمده باشد و اكنون برمىگردد و چون آنكه آمده است به اين گونه نبوده است پس موجودى عقلى بوده است كه بعالم مادّى آمده است و بكمالات مادّى و عقلى رسيده است و اكنون برمىگردد با رضوان حقّ و يا نرسيده بكمال عقلى با سخط حسّ برمىگردد . 2 - آيت آخر آن مردم را كه از تعليم و تربيت سابقه نداشتند بخصوص با جمله ى آخر : « وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ » متوجّه مىكند بارزش آن كه آنها و ديگران به اين مسئله ى حياتى متوجّه باشند ، و پيغمبر را مانند رئيس قبيله و نظير ابو سفيان ندانند كه يكنفر جنگجو است و روش تازه براى اين كار انتخاب كرده است ، بلكه باساس آدميّت آنها را رهبرى مىكند كه اوّل پاكى از هر بدى و دوّم تعليم